الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۹۵۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
<!-- در اینجا نوشتاری برگزیده از میان درونمایه وبگاه مشروطه می‌آید.  -->
<!-- در اینجا نوشتاری برگزیده از میان درونمایه وبگاه مشروطه می‌آید.  -->
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*[[پرونده:ShahanshahiIran2500TakhteJamshid2.jpg|thumb|left|220px|شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو میزبان شاهان و رییس جمهورها در تخت‌جمشید]]
*
[[پرونده:MohammadRezaShahPahlaviSpeech22Mehr1350OfficialReception.mp4|thumb|left|220px|سخنان شاهنشاه آریامهر در پذیرایی رسمی از میهمانان ملت ایران ۲۲ مهر ماه ۱۳۵۰]]
'''[[جشن‌های ۲۵۰۰ سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران/سران دیگر کشورها در تخت جمشید ۲۲ مهر ماه ۱۳۵۰]]''' -  پس از برگزاری آیین بزرگداشت کوروش در روز ۲۰ مهر ماه ۱۳۵۰ در پاسارگاد که بیدارکننده هویت ایرانی در نهاد مردم ایران بود، سران دیگر کشورها برای شرکت در این یگانه جشن تاریخ فرهنگ و تمدن بشریت و ابراز احترام  به تاریخ کشور ایران و مردم ایران در روز ۲۱ مهر ماه وارد شیراز شدند. سرانی که در کشورهای خود ریاست کمیته ایران‌شناسی را بر عهده گرفته بودند و در گسترش زبان و فرهنگ و تمدن ایران کوشا بودند در تخت‌جمشید گرد هم آمدند. جشن‌های ۲۵۰۰ سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران یکی از بزرگترین گردهمایی سران کشورها تاکنون می‌باشد.  شامگاهان پذیرایی رسمی برای شاهان، رییس جمهورها و دیگر سران و بلندپایگان کشورها برگزار شد. روز ۲۲ مهر ماه هم چنین هم زمان با سی و سومین زادروز فرخنده علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی بود.


در روز ۲۱ مهر ماه هر پانزده دقیقه یکی از سران کشورها با هواپیمای ویژه‌اش بر روی فرودگاه شیراز می‌نشست. والاحضرت شاهپورها و یا هیات دولت در پای پلکان هواپیما خوش‌آمد می‌گفتند. سپس هر یک از سران و بزرگان کشورها با خودرویی که از سوی گارد شاهنشاهی همراهی می‌شد به تخت‌جمشید می‌آمدند و اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران و علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی از آنان پیشباز رسمی می‌نمودند. شاهنشاه می‌فرمودند: "به نام شهبانو و خودم به مناسبت ورود به ایران برای شرکت در جشن‌های ۲۵۰۰ سال شاهنشاهی ایران به شما خوش‌آمد می‌گویم." سپس میهمان به همراه شاهنشاه برای شنیدن سرود ملی کشورش که از سوی گارد شاهنشاهی نواخته می‌شد، بر سکویی می‌ایستادند. سرگرد کریم شمس افسر گارد شاهنشاهی نام و نشان هر یک از سران و بزرگان را با سدایی رسا می‌گفت و از آنها درخواست می‌کرد تا از "گارد احترام" بازدید نمایند.


پس از نیمروز بازدید از تخت جمشید برنامه‌ریزی شده بود و شاهان و رییس جمهورها و بزرگان کشورها شگفت‌زده از فر و شکوه تخت جمشید در کنار یکدیگر این میراث تمدن و فرهنگ جهانی را از نزدیک دیدند و به بزرگی و کهن سالی ایران و مردم نژاده ایران پی بردند.  
[[پرونده:RoozDerakhtkaary15Esfand.mp4|thumb|left|220px|آیین جشن درختکاری نمودار تمدن کهن ایرانیان  ۱۵ اسفند ماه]]
[[پرونده:Shahanshah Treeplanting.jpg|thumb|left|170px|شاهنشاه آریامهر نهالی را می‌نشانند]]
[[پرونده:ShahanshahDerakhtKaryJashn1341.jpg|thumb|left|170px|شاهنشاه نهالی را می‌نشانند]]
[[پرونده:ShahanshahJashnDerakhtKarr15Esfand2534.jpg|thumb|left|۱۷0px|شاهنشاه بلوط سبزی را در [[شهستان پهلوی]] می‌کارند ۱۵ اسفند ۲۵۳۴ شاهنشاهی]]
[[پرونده:DerakhtKaryDayAhwaz1349a.jpg|thumb|left|170px|ایستاسازی شن‌های روان در خوزستان]]
[[پرونده:StampsJashnDerakhtKary1345.JPG|thumb|left|170px|تمبر یادبود جشن درختکاری ۱۵ اسفند ماه ۱۳۴۵]]
'''[[جشن درختکاری ۱۵ اسفند ماه]]''' - درختکاری و نگاهبانی درخت از برجسته‌ترین و انسانی‌ترین نمودارهای تمدن کهن ایرانیان است. ایرانیان از زمان هخامنشیان با کاشتن درخت در کنار کویرها و دامنه کوه‌ها و کرانه جویبارها جنگل بوجود می‌آوردند و سرزمین آریایی را سبز نگاه می‌داشتند و این کار را کاری بهشتی و آسمانی و انسانی می‌دانستند. زرتشت بزرگ با دست خود در بلخ درخت سرو را کاشت و آیین درختکاری را به مردم آموخت. اعلیحضرت رضا شاه بزرگ نخستین بار این سنت باستانی درختکاری را جشنی ملی و مردمی خواندند و دوباره این آیین والا را زنده کردند. جشن درختکاری که پراکنده از سوی کشاورزان ایران برگزار می‌شد به جشنی ملی و رسمی دگرگون شد. فرمان تاریخی ملی کردن جنگل‌ها که از دستاوردهای درخشان انقلاب شاه و مردم بود جلوی از بین رفتن منابع طبیعی را گرفت و یک بار دیگر سنت کهن درختکاری و نگاهبانی از درخت‌های جنگلی جان تازه‌ای به خود گرفت  جشن درختکاری در پاسداشت این دهش اهورایی است و هر سال در روز ۱۵ اسفند ماه این جشن از سوی شاهنشاه آریامهر با برنشاندن درختی انجام می‌شود.


برای ماندن هر یک از سران کشورها چادری برپا شده بود. پذیرایی رسمی در چادری به درازای ۶۸ متر و پهنای ۲۴ متر که در میان اردوگاه قرارداشت برگزار شد. مردان و زنانی که هیچ‌گاه به سبب کینگ یا پرزیدنت بودن و یا اختلاف‌های سیاسی نمی‌توانستند یکدیگر را رو در رو ببینند، در تخت جمشید در سایه کوروش بزرگ کنار هم نشستند و با یکدیگر گفتگو کردند و شکوه و بزرگی ایران را ستودند.  با این جشن نشان داده شد که فرهنگ و تمدن ایران از کهن ترین فرهنگ‌های گیتی است و پایه و سرچشمه بسیاری از فرهنگی‌ها و دین‌هایی است .  
'''۱۵ اسفند ماه ۲۵۳۴ شاهنشاهی''' در پیشگاه شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو و والاحضرت همایون ولیعهد ایران رضا پهلوی و دیگر هموندان خاندان شاهنشاهی ایران، آیین خجسته درختکاری برگزار شد. در این آیین شاهنشاه آریامهر و شهبانو و همه والاحضرت‌ها در ساعت ۱۱ بامداد به بلندی‌های [[شهستان پهلوی]] وارد شدند.  والاحضرت شاهپورها و شاهدخت‌ها، سرکار علیه بانو فریده دیبا، امیرعباس هویدا نخست وزیر و دبیرکل [[حزب رستاخیز ملت ایران]] ، رییس مجلس سنا، رییس مجلس شورای ملی و دیگر بلندپایگان برجسته کشوری و لشکری از اعلیحضرتین و والاحضرت‌ها پیشباز کردند. هنگام ورود اعلیحضرتین وزیر کشاورزی و منابع طبیعی نشان‌های ویژه یادبود آیین درختکاری را به پیشگاه اعلیحضرتین پیشکش کرد . آنگاه اعلیحضرتین و والاحضرت‌ها به جای برگزاری جشن رفتند. در این هنگام [[سرود شاهنشاهی ایران]] از سوی دسته موزیک پیشاهنگان نواخته شد. منصور روحانی وزیر کشاورزی و منابع طبیعی در گزارشی گفت:
:شاهنشاها علیاحضرتا
:در تعالیم زرتشت و سرمشق‌های باستانی همیشه و همه جا از آب و آبادانی، از کشاورزی و سرسبزی، از کشت و نگاهداری درخت به عنوان کارهایی مقدس و نیمه آسمانی یاد شده است. پادشاهان هخامنشی برکتیبه‌ها که کتاب روزگار و دورنمای زمان است بزرگترین آرزوهایشان یعنی نجات این کشور از خشکسالی را نقش می‌کردند. نه تنها این آرزوی شاهان هخامنشی و دستورهای زرتشت و سرمشق‌های نیاکان ما را تحقق نبخشد بلکه گهگاه بلایی آسمانی را مامور خشکسالی این سرزمین کرد و یا ابتلایی زمینی را به صورت حمله اقوام وحشی حواله جان مردم این دیار ساخته، با تمام این احوال ایران باقی ماند چرا که  اعتقاد قلبی ملت ایران به رژیم شاهنشاهی و مقدس و معزز شمردن شاهنشاهان این سرزمین ستون اصلی و بقا و محور اصیل امیدواری مردم ایران زمین بوده و هست و تا ابد خواهد بود.  آثار شوم و عوارض مسموم روزگاران گذشته در کشور ما نشانه‌هایی بسیار دارد. در شهرهای ما روستاهای ما در فرهنگ ما، درمناعت ما در کشاورزی و فلاحت ما ...
:اما در کار کشاورزی از این همه نشانه‌ها هیچکدام به سیاهی و زندگی مناسباتی نبوده که اربابان ستمکار با رعایای زحمتکش و بردبار خویش برقرارکرده بودند. قرن‌ها و فرن‌ها زمین در دست ارباب، کاریز و چشمه ساز یعنی آب در دست مالک و جنگل و مرتع و چراگاه در دست خوانین و متنفذین بود. نتیجه این مالکیت‌های ظالمانه بود که کشاورز ایرانی غمی در چهره داشت به نشانه فقر روحی زخمی بر بدن داشت به نشانه فقر جسمی و وصله‌ای بر پیراهن به نشانه فقر مادی لیکن طلوع شاهنشاهی دودمان پهلوی  فصلی تازه و عصری نوین به وجود آورد که می‌بایست چنین بساطی در هم کوفته و چنین ظلمی از میان برداشته شود. قریب سی و شش سال از شاهنشاهی پهلوی گذشت و حوادث و وقایع با میهن ما و با رهبری‌های میهن ما دست و پنجه بسیار نرم کرد تا سرانجام اندیشه تابناک شاهنشاه آریامهر هم چون خورشیدی ابر حوادث را به کناری زد و جان تازه و حیات تازه تری به ملت ایران واز جمله به کشاورز ایرانی عطا فرمود.
:تاریخ اعطای آزادی به کشاورز ایرانی به ظاهر در بهمن ۱۳۴۱ است لیکن همه می‌دانند از همان روزهای نخستین سلطنت و از همان لحظات و ساعات اولین که بر دوش جوانان وطن پرست و غیور به مجلس شورای ملی نزول اجلال فرمودید به فکر نجات این مردم به خصوص اعطای آزادی به طبقه کشاورز و کارگر بودید. و از همان روزها بود که به حکم آنچه در کتاب « ماموریت برای وطنم » و کتاب « انقلاب سفید » مرقوم فرموده‌اید شبی نبود که با فکر مردم سر بر زمین نگذارید و صبحی نبود که با فکر خدمت به این مرز و بوم سر از بستر برنگیرید. و چنان بود که در انقلاب ششم بهمن نخستین پرچمی را که برافراشتید پرچم نجات زمین و آب بود از چنگ ارباب و نجات چراگاه‌ها و جنگل از دست خوانین در کنار این سه اصل انقلاب یعنی اصلاحات ارضی، ملی شدن جنگل‌ها و مراتع و ملی شدن آب‌های کشور، قانون درخت به عنوان شاه بیتی که از فکر شاهنشاه ایران الهام گرفته باشد و به عنوان یکی از انسانی‌ترین قوانین این سرزمین و به تصویب و تایید و اجرا رسید و ضامن و حامی با ارزش برای گسترش فضایی سبز، تامین سلامت محیط زیست و تعدیل خشکی هوای این سرزمین و تشویق مردم به درختکاری و بهره گیری صحیح و منطقی از این نعمت بهشتی شد. تا آنجا که به یمن نیت خیر و حقیقت محضی که خمیرمایه این اندیشه بهشتی بود، شهرها و روستاها به گسترش درختکاری دست زدند. و دولت نیز به سهم خود در این راه قدم‌های استواری برداشت که ارزش تقدیم گزارشی به پیشگاه مبارک را دارد.
:جمع جنگل کاری تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی [۱۳۵۴ خورشیدی ] بیش از ۲۹٬۵۰۰ هکتار است که از این رقم ۵ هزار هکتار آن مربوط به سال جاری است. در امر مبارزه با شن روان تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی بیش از ۳ میلیون و ۶۰۰ هزار شن روان و اراضی کویری تثبیت شده است از این مقدار بیش از سه میلیون هکتار قرق، بیش از ۴۰۰ هزار هکتار بذرپاشی و ۳۰۰ هزار هکتار نهال کاری است که از جمع این دو رقم نزدیک به ۳۵ هزار هکتار با استفاده از مالچ تثبیت و کشت شده است.
:در امر پارک سازی تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی ۲۵ پارک بزرگ و کوچک جنگلی در جاهای گوناگون کشور ایجاد شد که بزرگ‌ترین این پارک‌ها پارک جنگلی نور با مساحتی حدود ۴۰۰۰ هکتار می‌باشد.
:شاهنشاها
:آنچه هخامنشیان آرزو می‌کردند و زرتشت پیامبر ندا می‌داد و نیاکان ما یادآور می‌شدند و نیاکان ما یادآور می‌شدند،خوشبختانه در این دوره از تاریخ ایران صورت عمل و اجرا به خود گرفت.


'''پذیرایی رسمی از میهمانان ۲۲ مهر ماه ۱۳۵۰ زادروز علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی''' - شامگاهان از سوی اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران و علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی مهمانی رسمی در تخت جمشید  به سرافرازی ورود پادشاهان، رییس جمهورها، سران و نمایندگان بلندپایه همه  کشورهایی که در جشن ۲۵۰۰ سال بنیانگداری شاهنشاهی ایران شرکت کردند، داده شد. این جشن در روز ۲۲ مهر ماه زادروز فرخنده علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی برگزار شد، روزی که "ایران کهن‌تر از تاریخ" با همه ملت‌های گیتی و سران آنان جشن گرفته شد.  شاهنشاه در بیانات خود بر سر میز شام فرمودند:
خانم‌ها و آقایان - از طرف شهبانو و خودم، و به نام ملت ایران، مقدم همه شما را به عنوان گرامی‌ترین میهمانان کشور ما در این هنگام که ملت ایران دوهزاروپانصدمین سال بنیانگذاری وحدت ملی و شاهنشاهی خود را جشن می‌گیرد، شادباش می‌گویم، و اجتماع کنونی شخصیت‌های بزرگ جهانی را در تخت جمشید، زادگاه تاریخی این شاهنشاهی کهن، به فال نیک می‌گیرم، زیرا احساس من این است که در جمع امشب ما، تاریخ گذشته با واقعیت‌های امروز پیوند خورده‌است و چنین پیوندی که بر اساس تفاهم و دوستی تکیه دارد، طبعاً شایسته آن است که به فال نیک گرفته شود.
اگر ما با اشتیاق کامل از شما دوستان عالیقدر خویش برای شرکت در بزرگترین جشن تاریخ خود دعوت کردیم، به این جهت بود که موضوع این دعوت را شایسته آن می‌دانستیم که شما رنج این سفر را بر خود هموار کنید، زیرا این جشن قبل از هر چیز، بزرگداشت فرهنگی کهن است که به تمام عالم بشریت تعلق دارد. در واقع شما امشب پیش از آنکه میهمان ما باشید، میهمان میزبانی هستید که «تاریخ» نام دارد.
ما امشب در چند قدمی بنای با عظمت تخت جمشید به دور هم گرد آمده‌ایم که ستون‌های خاموش آن شاهد گذشت بیست‌وپنج قرن با همه رنج‌ها و شادی‌های آن بوده‌اند. همه می‌دانیم که این بنا روزگاری مرکز ثقل جهان بود، ولی این خاطره‌ای است که امروز دیگر تنها به تاریخ تعلق دارد. آنچه اکنون برای ما بسیار مهمتر از این جنبه تاریخی و سیاسی است، این است که این بنا، مرکز حکومتی بود که از نظر فکری بر اساس میراث معنوی کوروش کبیر، یعنی بر پایه احترام به فرد و به حقوق بشری بنیاد نهاده شده بود، و این همان اصلی است که تمام فرهنگ ایرانی بر آن پایه‌ریزی شده‌است.
وقتی که از دیدگاه تاریخ نگاه کنیم، خوب می‌توانیم احساس کنیم که در طول این چند هزار سال هر یک از ملت‌های جهان چه ماجراهای شگرف را در پشت سر گذاشته و چه اندازه در راه دشوار و پر مخاطره‌ای که بشریت در پیش داشته، رنج برده و قربانی داده‌اند. با این همه برای ما به عنوان فرزندان جامعه انسانی، توجه به این حقیقت مایه سربلندی است که بشریت در تمام این تلاش‌ها و دشواری‌ها، در تمام این راهی که طبق اصطلاح معروف قسمت اعظم آن از میان اشک و خون گذشته است، رسالت بزرگ خویش را در راه نیل به کمال مادی و معنوی از یاد نبرده و در این راه از همه آزمایش‌ها سربلند بیرون آمده است، زیرا در تمام این کشاکش، به آن بارقه نبوغی که از آغاز در نهاد نوع آدمی سرشته شده، از تمام عوامل نیرومندی که در برابر او صف‌آرایی کرده بودند، تواناتر و قاطع‌تر بوده‌است. این همان بارقه نبوغی است که به انسان که در آغاز یکی از انواع بی‌شمار موجودات روی زمین بیش نبوده، امکان آن داده‌است که امروز حتی پا از زمین بیرون گذارد و راه بیکران کائنات را به روی خویش بگشاید. توجه به این واقعیت غرورانگیز کافی است که مسئولیت و وظیفه همه مردم نیک‌اندیش جهان را برای ما روشن کند، و من تردید ندارم که جمع امشب ما، جمع مردم نیک‌اندیش است، زیرا این کاملاً منطقی و بدیهی است که هیچ رئیس کشوری نمی‌تواند آرزویی جز پیشرفت روزافزون مادی و معنوی افراد ملت خود داشته باشد. فقط می‌باید امید داشت که همه این آرزوها به صورتی هماهنگ با یکدیگر و مکمل همدیگر تحقق یابند تا نتیجه نهایی نه تنها تأمین سعادت قسمتی از مردم جهان، بلکه تأمین سعادت تمام فرزندان آدمی باشد.
بدیهی است در این راه هنوز مشکلات بسیاری وجود دارد که غالباً میراث طرز فکر و الزامات گذشته است، ولی امیدوار باشیم که جامعه انسانی همچنان که از تمام آزمایش‌های گذشته پیروز بیرون آمده، این آزمایش نهایی را که بزرگترین و در عین حال ثمر بخش‌ترین همه آنها است نیز با پیروزی در پشت سر خواهد گذاشت.
همه ما می‌دانیم که هنوز جامعه بشری ما با دشواری‌های بسیار دست به گریبان است. می‌دانیم که قسمت بزرگی از مردم جهان همچنان از فقر، جهل، گرسنگی و از تبعیضات گوناگون رنج می‌برند و هر روز نیز در گوشه و کنار جهان صدای گلوله‌ها را می‌شنویم و با مظاهر مختلف خشونت و کینه‌توزی روبه‌رو می‌شویم. با این همه این را نیز می دانیم که اگر جامعه بشری تاکنون موفق به از میان بردن این نابسامانی‌ها و رفع این تبعیضات نشده به هیچ وجه نباید مایوس بشویم زیرا رسالت ابدی و تغییرناپذیر بشریت سیر دایم به سوی کمال است و هر یک از ما برای آنکه در مسیر صحیح انجام این رسالت قدم برداریم، می‌باید بکوشیم تا در حدود امکانات و شرایط خود،  دنیا را برای جامعه بشری به صورت یک دنیای محبت و صلح و دوستی درآوریم. دنیایی که در آن هر فرد آدمی بتواند در محیطی امن و فارغ از ترس و نگرانی، از حداکثر مواهب دانش و تمدن برخوردار شود.
مسلما من به هیچ یک از مهمانان عالیقدر خودم نکته تازه‌ای نگفته‌ام اگر بگویم که جامعه امروزی بشر قبل از هر چیز از مسئولان اداره امور جهان، از تمام آنهایی که سهمی در اداره سرنوشت ملت‌ها دارند توجه به همین واقعیت را انتظار دارد، همه مردم جهان از هر نژاد و هر کشور و هر طبقه اجتماعی در این خواسته شریکند که در دنیایی دور از دغدغه و اضطراب و دور از خطر دائمی نابودی نوع بشر به سر کنند، و همه آروز دارند که حاصل کار آنها در دنیای دلخواه ایشان تنها در راه تأمین زندگانی بهتر و باز هم بهتری برای آنها به کار افتد.
دو هزار و پانصد سال پیش، یکی از فرزندان این سرزمین، کوروش هخامنشی که به همان اندازه که متعلق به ملت ما است متعلق به تاریخ و عالم بشریت است، کوشید تا با ایجاد تحولی اساسی در اصول حکومتی بیرحمانه جهان آن روز، و با بنیانگذاری شیوه حکومتی تازه‌ای بر اساس احترام به حقوق و معتقدات افراد، صفحه تازه‌ای را در تاریخ بگشاید. بسیار رهبران و متفکران و نیک اندیشان دیگر  بعد از او به همین راهی رفتند که سیر تحول مستمر جامعه بشری به سوی کمال، حاصل آن است. آرزو کنیم که با همفکری و همگامی همه نیک اندیشان جهان، بار دیگر در عصر ما تاریخ ورق بخورد و صفحه تازه‌ای گشوده شود که در آن دیگر اثری از تاریکی‌ها، از فقر و جهل و بیماری و گرسنگی، از تبعیض‌ها و از بی عدالتی‌ها نباشد، آرزو کنیم که فرزندان ما برای همیشه در جهانی فارغ از بیم و اضطراب بسر برند و در دیدگاه زندگی خویش چیزی بجز روشنایی و امید نداشته باشند.
برای یکایک شما اعلیحضرتان، روسای محترم و جمهوری، والاحضرتان، عالیجنابان، خانم‌ها و آقایان که به نشان هم بستگی محبت آمیز خود با ملت ایران و با احترام به فرهنگ کهن آن در این جمع تاریخی حضور یافته‌اید، و برای همه رهبران و مسئولان دیگر جهان در این راه آرزوی موفقیت می‌کنم، و با این آرزو جام خود را به سلامتی و شادکامی یکایک شما و با امید رفاه و ترقی روزافزون همه ملت‌های شما می‌نوشم.
پس از پذیرایی رسمی، همه میهمانان به تخت جمشید رفتند و برنامه نور و سدا اجرا شد و تاریخ کهن ایران برای سران کشورها با تکنیک مدرن نشان داده شد. سپس برنامه با آتش بازی خیره کننده‌ایی  به پایان رسید و شاهنشاه و شهبانو پیشاپیش همه شاهان و رییس جمهورها به سوی چادر پذیرایی به راه افتادند. چشم اندازی که دل هر ایرانی را از سرافرازی می‌فشارد و هیچ ایرانی نمی‌تواند جلوی ریزش اشک خود را بگیرد، نزدیک به یک کیلومتر تا چادرها، همه میهمانان شگفت زده از بزرگی و شکوه ایران و نژاده بودن ایرانیان، پشت سر شاهنشاه این سرزمین کهن به راه افتادند. چه سرافرازی دارد ایرانی بودن با بیش از هفت هزار سال تاریخ نوشته شده با سند و ۲۵۰۰ سال شاهنشاهی پیشاهنگ فرهنگ و تمدن در سراسر گیتی بودن. ... '''[[جشن‌های ۲۵۰۰ سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران/سران دیگر کشورها در تخت جمشید ۲۲ مهر ماه ۱۳۵۰|زادروز علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی را به علیاحضرت و مردم ایران تهنیت می‌گوییم. به سخنان افتخارآمیز شاهنشاه آریامهر گوش فرادهیم]]


بیابان سازی ایران - از سال ۱۳۵۸ با پای گرفتن رژیم اسلامی در ایران برنامه بیابان سازی ایران آغاز شد و تا به امروز ادامه دارد: '''آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند'''
</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۵ مارس ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۳۹



آیین جشن درختکاری نمودار تمدن کهن ایرانیان ۱۵ اسفند ماه
شاهنشاه آریامهر نهالی را می‌نشانند
شاهنشاه نهالی را می‌نشانند
شاهنشاه بلوط سبزی را در شهستان پهلوی می‌کارند ۱۵ اسفند ۲۵۳۴ شاهنشاهی
ایستاسازی شن‌های روان در خوزستان
تمبر یادبود جشن درختکاری ۱۵ اسفند ماه ۱۳۴۵

جشن درختکاری ۱۵ اسفند ماه - درختکاری و نگاهبانی درخت از برجسته‌ترین و انسانی‌ترین نمودارهای تمدن کهن ایرانیان است. ایرانیان از زمان هخامنشیان با کاشتن درخت در کنار کویرها و دامنه کوه‌ها و کرانه جویبارها جنگل بوجود می‌آوردند و سرزمین آریایی را سبز نگاه می‌داشتند و این کار را کاری بهشتی و آسمانی و انسانی می‌دانستند. زرتشت بزرگ با دست خود در بلخ درخت سرو را کاشت و آیین درختکاری را به مردم آموخت. اعلیحضرت رضا شاه بزرگ نخستین بار این سنت باستانی درختکاری را جشنی ملی و مردمی خواندند و دوباره این آیین والا را زنده کردند. جشن درختکاری که پراکنده از سوی کشاورزان ایران برگزار می‌شد به جشنی ملی و رسمی دگرگون شد. فرمان تاریخی ملی کردن جنگل‌ها که از دستاوردهای درخشان انقلاب شاه و مردم بود جلوی از بین رفتن منابع طبیعی را گرفت و یک بار دیگر سنت کهن درختکاری و نگاهبانی از درخت‌های جنگلی جان تازه‌ای به خود گرفت جشن درختکاری در پاسداشت این دهش اهورایی است و هر سال در روز ۱۵ اسفند ماه این جشن از سوی شاهنشاه آریامهر با برنشاندن درختی انجام می‌شود.

۱۵ اسفند ماه ۲۵۳۴ شاهنشاهی در پیشگاه شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو و والاحضرت همایون ولیعهد ایران رضا پهلوی و دیگر هموندان خاندان شاهنشاهی ایران، آیین خجسته درختکاری برگزار شد. در این آیین شاهنشاه آریامهر و شهبانو و همه والاحضرت‌ها در ساعت ۱۱ بامداد به بلندی‌های شهستان پهلوی وارد شدند. والاحضرت شاهپورها و شاهدخت‌ها، سرکار علیه بانو فریده دیبا، امیرعباس هویدا نخست وزیر و دبیرکل حزب رستاخیز ملت ایران ، رییس مجلس سنا، رییس مجلس شورای ملی و دیگر بلندپایگان برجسته کشوری و لشکری از اعلیحضرتین و والاحضرت‌ها پیشباز کردند. هنگام ورود اعلیحضرتین وزیر کشاورزی و منابع طبیعی نشان‌های ویژه یادبود آیین درختکاری را به پیشگاه اعلیحضرتین پیشکش کرد . آنگاه اعلیحضرتین و والاحضرت‌ها به جای برگزاری جشن رفتند. در این هنگام سرود شاهنشاهی ایران از سوی دسته موزیک پیشاهنگان نواخته شد. منصور روحانی وزیر کشاورزی و منابع طبیعی در گزارشی گفت:

شاهنشاها علیاحضرتا
در تعالیم زرتشت و سرمشق‌های باستانی همیشه و همه جا از آب و آبادانی، از کشاورزی و سرسبزی، از کشت و نگاهداری درخت به عنوان کارهایی مقدس و نیمه آسمانی یاد شده است. پادشاهان هخامنشی برکتیبه‌ها که کتاب روزگار و دورنمای زمان است بزرگترین آرزوهایشان یعنی نجات این کشور از خشکسالی را نقش می‌کردند. نه تنها این آرزوی شاهان هخامنشی و دستورهای زرتشت و سرمشق‌های نیاکان ما را تحقق نبخشد بلکه گهگاه بلایی آسمانی را مامور خشکسالی این سرزمین کرد و یا ابتلایی زمینی را به صورت حمله اقوام وحشی حواله جان مردم این دیار ساخته، با تمام این احوال ایران باقی ماند چرا که اعتقاد قلبی ملت ایران به رژیم شاهنشاهی و مقدس و معزز شمردن شاهنشاهان این سرزمین ستون اصلی و بقا و محور اصیل امیدواری مردم ایران زمین بوده و هست و تا ابد خواهد بود. آثار شوم و عوارض مسموم روزگاران گذشته در کشور ما نشانه‌هایی بسیار دارد. در شهرهای ما روستاهای ما در فرهنگ ما، درمناعت ما در کشاورزی و فلاحت ما ...
اما در کار کشاورزی از این همه نشانه‌ها هیچکدام به سیاهی و زندگی مناسباتی نبوده که اربابان ستمکار با رعایای زحمتکش و بردبار خویش برقرارکرده بودند. قرن‌ها و فرن‌ها زمین در دست ارباب، کاریز و چشمه ساز یعنی آب در دست مالک و جنگل و مرتع و چراگاه در دست خوانین و متنفذین بود. نتیجه این مالکیت‌های ظالمانه بود که کشاورز ایرانی غمی در چهره داشت به نشانه فقر روحی زخمی بر بدن داشت به نشانه فقر جسمی و وصله‌ای بر پیراهن به نشانه فقر مادی لیکن طلوع شاهنشاهی دودمان پهلوی فصلی تازه و عصری نوین به وجود آورد که می‌بایست چنین بساطی در هم کوفته و چنین ظلمی از میان برداشته شود. قریب سی و شش سال از شاهنشاهی پهلوی گذشت و حوادث و وقایع با میهن ما و با رهبری‌های میهن ما دست و پنجه بسیار نرم کرد تا سرانجام اندیشه تابناک شاهنشاه آریامهر هم چون خورشیدی ابر حوادث را به کناری زد و جان تازه و حیات تازه تری به ملت ایران واز جمله به کشاورز ایرانی عطا فرمود.
تاریخ اعطای آزادی به کشاورز ایرانی به ظاهر در بهمن ۱۳۴۱ است لیکن همه می‌دانند از همان روزهای نخستین سلطنت و از همان لحظات و ساعات اولین که بر دوش جوانان وطن پرست و غیور به مجلس شورای ملی نزول اجلال فرمودید به فکر نجات این مردم به خصوص اعطای آزادی به طبقه کشاورز و کارگر بودید. و از همان روزها بود که به حکم آنچه در کتاب « ماموریت برای وطنم » و کتاب « انقلاب سفید » مرقوم فرموده‌اید شبی نبود که با فکر مردم سر بر زمین نگذارید و صبحی نبود که با فکر خدمت به این مرز و بوم سر از بستر برنگیرید. و چنان بود که در انقلاب ششم بهمن نخستین پرچمی را که برافراشتید پرچم نجات زمین و آب بود از چنگ ارباب و نجات چراگاه‌ها و جنگل از دست خوانین در کنار این سه اصل انقلاب یعنی اصلاحات ارضی، ملی شدن جنگل‌ها و مراتع و ملی شدن آب‌های کشور، قانون درخت به عنوان شاه بیتی که از فکر شاهنشاه ایران الهام گرفته باشد و به عنوان یکی از انسانی‌ترین قوانین این سرزمین و به تصویب و تایید و اجرا رسید و ضامن و حامی با ارزش برای گسترش فضایی سبز، تامین سلامت محیط زیست و تعدیل خشکی هوای این سرزمین و تشویق مردم به درختکاری و بهره گیری صحیح و منطقی از این نعمت بهشتی شد. تا آنجا که به یمن نیت خیر و حقیقت محضی که خمیرمایه این اندیشه بهشتی بود، شهرها و روستاها به گسترش درختکاری دست زدند. و دولت نیز به سهم خود در این راه قدم‌های استواری برداشت که ارزش تقدیم گزارشی به پیشگاه مبارک را دارد.
جمع جنگل کاری تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی [۱۳۵۴ خورشیدی ] بیش از ۲۹٬۵۰۰ هکتار است که از این رقم ۵ هزار هکتار آن مربوط به سال جاری است. در امر مبارزه با شن روان تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی بیش از ۳ میلیون و ۶۰۰ هزار شن روان و اراضی کویری تثبیت شده است از این مقدار بیش از سه میلیون هکتار قرق، بیش از ۴۰۰ هزار هکتار بذرپاشی و ۳۰۰ هزار هکتار نهال کاری است که از جمع این دو رقم نزدیک به ۳۵ هزار هکتار با استفاده از مالچ تثبیت و کشت شده است.
در امر پارک سازی تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی ۲۵ پارک بزرگ و کوچک جنگلی در جاهای گوناگون کشور ایجاد شد که بزرگ‌ترین این پارک‌ها پارک جنگلی نور با مساحتی حدود ۴۰۰۰ هکتار می‌باشد.
شاهنشاها
آنچه هخامنشیان آرزو می‌کردند و زرتشت پیامبر ندا می‌داد و نیاکان ما یادآور می‌شدند و نیاکان ما یادآور می‌شدند،خوشبختانه در این دوره از تاریخ ایران صورت عمل و اجرا به خود گرفت.


بیابان سازی ایران - از سال ۱۳۵۸ با پای گرفتن رژیم اسلامی در ایران برنامه بیابان سازی ایران آغاز شد و تا به امروز ادامه دارد: آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند