الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(اصلاح ارقام)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۹۷۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۲: خط ۲:
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:ShahanshahBonyadPahlavi1340a.jpg|thumb|left|260px|شاهنشاه فرمان بنیان و وقف سرمایه بنیاد پهلوی را توشیح می‌فرمایند]]


'''[[فرمان اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه آریامهر درباره بنیان و وقف سرمایه بنیاد پهلوی ۱۲ مهر ماه ۱۳۴۰]]'''- نظر به علاقه تام و ایمان و عقیده راسخی که برای رضایت خداوند متعال و رفاه و آسایش ملت خود داشته و داریم، و به منظور شادی روح بزرگ پدرمان اعلیحضرت فقید رضاشاه کبیر و سرافرازی و خشنودی ملت شریف ایران و اعتلای نام کشور، از ابتدای سلطنت خود از هیچ گونه همت و مجاهدت و بذل اموال به منظور ترقی سطح دانش و اخلاق و پیشرفت بهداشت و توسعه کشاورزی و کمک به مستمندان و دیگر امور عام‌المنفعه و خیریه و بریه دریغ نداشته‌ایم و برای پیشرفت این مقاصد و اهداف طبق فرمان مورخ ۷ بهمن ۱۳۲۹ مقرر داشتیم املاک پهلوی مزروعی مفروز که بالغ بر ۸۳۳ مزرعه و ۲۵۸۰۰۰ هکتار زمین بوده‌است، برای عمران و آبادی کشور که سرآمد کلیه اصلاحات است با رعایت تخفیف در بهای املاک و به اقساط طویل‌المدت به زارعین و ساکنین املاک واگذار شود و وجوه حاصل از محل فروش املاک به وسیله بانک عمران که به منظور رفاه و آسایش کشاورزان تشکیل شده‌است و برای ایجاد منابع تولید و تأسیس شرکتهای تعاونی و پرداخت وام کشاورزان و تهیه وسایل کار برای آنان اختصاص داده شده‌است و اینک هم تأیید و تثبیت می‌نماییم که نسبت به باقیمانده چنین املاکی نیز به طریق فوق عمل شود و نسبت به بهای دریافتی از زارعین به طوری که مقرر داشته‌ایم نیز به وسیله عمران اقدام شود و به استثنای املاک مزروعی که طریق خیرات آن را واگذاری به زارعین دانسته‌ایم و موقوفه قرار دادن آن مانع از این منظور می‌گردید، نسبت به قسمتی از اموال خود که مفروز و غیره مزروعی بود مؤسسه‌ای به نام بنیاد پهلوی تأسیس و اساسنامه آن را مشتمل بر شش قسمت و ۲۵ ماده تنظیم و توشیح نمودیم که نسبت به بهداشت و فرهنگ و کمک به مستمندان و امور اجتماعی و نیکوکاری برابر مقررات و مواد مندرج در اساسنامه مزبور، عمل و اقدام شود.


بنیاد پهلوی به وظایف محوله رفتار و به فراخور امکانات و به مقتضی اوقات اقدامات لازم را نموده‌است و اینک به منظور تأیید و تثبیت در اجرای نیات حسنه و مقاصد خیرخواهانه‌ای که داریم و برای اینکه به طور جاوید و مؤبد منظور حاصل باشد اراده ما بر این قرارگرفت که نیات و مقاصد عام‌المنفعه خود را که تاکنون نسبت به اموال خیریه خویش عمل کرده‌ایم و پس از این هم باید رفتار شود به صورت سند رسمی ثبت شده و در دفتر اسناد رسمی به عنوان موقوفات خاندان پهلوی ثبت نماییم و با شرایط و مواردی که ضمن این سند مندرج است، مقرر می‌داریم به طور دائم و لازم عمل شود.
[[پرونده:RoozDerakhtkaary15Esfand.mp4|thumb|left|220px|آیین جشن درختکاری نمودار تمدن کهن ایرانیان  ۱۵ اسفند ماه]]
[[پرونده:Shahanshah Treeplanting.jpg|thumb|left|170px|شاهنشاه آریامهر نهالی را می‌نشانند]]
[[پرونده:ShahanshahDerakhtKaryJashn1341.jpg|thumb|left|170px|شاهنشاه نهالی را می‌نشانند]]
[[پرونده:ShahanshahJashnDerakhtKarr15Esfand2534.jpg|thumb|left|۱۷0px|شاهنشاه بلوط سبزی را در [[شهستان پهلوی]] می‌کارند ۱۵ اسفند ۲۵۳۴ شاهنشاهی]]
[[پرونده:DerakhtKaryDayAhwaz1349a.jpg|thumb|left|170px|ایستاسازی شن‌های روان در خوزستان]]
[[پرونده:StampsJashnDerakhtKary1345.JPG|thumb|left|170px|تمبر یادبود جشن درختکاری ۱۵ اسفند ماه ۱۳۴۵]]
'''[[جشن درختکاری ۱۵ اسفند ماه]]''' - درختکاری و نگاهبانی درخت از برجسته‌ترین و انسانی‌ترین نمودارهای تمدن کهن ایرانیان است. ایرانیان از زمان هخامنشیان با کاشتن درخت در کنار کویرها و دامنه کوه‌ها و کرانه جویبارها جنگل بوجود می‌آوردند و سرزمین آریایی را سبز نگاه می‌داشتند و این کار را کاری بهشتی و آسمانی و انسانی می‌دانستند. زرتشت بزرگ با دست خود در بلخ درخت سرو را کاشت و آیین درختکاری را به مردم آموخت. اعلیحضرت رضا شاه بزرگ نخستین بار این سنت باستانی درختکاری را جشنی ملی و مردمی خواندند و دوباره این آیین والا را زنده کردند. جشن درختکاری که پراکنده از سوی کشاورزان ایران برگزار می‌شد به جشنی ملی و رسمی دگرگون شد. فرمان تاریخی ملی کردن جنگل‌ها که از دستاوردهای درخشان انقلاب شاه و مردم بود جلوی از بین رفتن منابع طبیعی را گرفت و یک بار دیگر سنت کهن درختکاری و نگاهبانی از درخت‌های جنگلی جان تازه‌ای به خود گرفت  جشن درختکاری در پاسداشت این دهش اهورایی است و هر سال در روز ۱۵ اسفند ماه این جشن از سوی شاهنشاه آریامهر با برنشاندن درختی انجام می‌شود.


ماده اول – اعیان و رقبات موقوفات اعم از منقول و غیر منقول به شرح فهرستی است که توشیح شده و پیوست به این فرمان است.
'''۱۵ اسفند ماه ۲۵۳۴ شاهنشاهی''' در پیشگاه شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو و والاحضرت همایون ولیعهد ایران رضا پهلوی و دیگر هموندان خاندان شاهنشاهی ایران، آیین خجسته درختکاری برگزار شد. در این آیین شاهنشاه آریامهر و شهبانو و همه والاحضرت‌ها در ساعت ۱۱ بامداد به بلندی‌های [[شهستان پهلوی]] وارد شدند.  والاحضرت شاهپورها و شاهدخت‌ها، سرکار علیه بانو فریده دیبا، امیرعباس هویدا نخست وزیر و دبیرکل [[حزب رستاخیز ملت ایران]] ، رییس مجلس سنا، رییس مجلس شورای ملی و دیگر بلندپایگان برجسته کشوری و لشکری از اعلیحضرتین و والاحضرت‌ها پیشباز کردند. هنگام ورود اعلیحضرتین وزیر کشاورزی و منابع طبیعی نشان‌های ویژه یادبود آیین درختکاری را به پیشگاه اعلیحضرتین پیشکش کرد . آنگاه اعلیحضرتین و والاحضرت‌ها به جای برگزاری جشن رفتند. در این هنگام [[سرود شاهنشاهی ایران]] از سوی دسته موزیک پیشاهنگان نواخته شد. منصور روحانی وزیر کشاورزی و منابع طبیعی در گزارشی گفت:
:شاهنشاها علیاحضرتا
:در تعالیم زرتشت و سرمشق‌های باستانی همیشه و همه جا از آب و آبادانی، از کشاورزی و سرسبزی، از کشت و نگاهداری درخت به عنوان کارهایی مقدس و نیمه آسمانی یاد شده است. پادشاهان هخامنشی برکتیبه‌ها که کتاب روزگار و دورنمای زمان است بزرگترین آرزوهایشان یعنی نجات این کشور از خشکسالی را نقش می‌کردند. نه تنها این آرزوی شاهان هخامنشی و دستورهای زرتشت و سرمشق‌های نیاکان ما را تحقق نبخشد بلکه گهگاه بلایی آسمانی را مامور خشکسالی این سرزمین کرد و یا ابتلایی زمینی را به صورت حمله اقوام وحشی حواله جان مردم این دیار ساخته، با تمام این احوال ایران باقی ماند چرا که  اعتقاد قلبی ملت ایران به رژیم شاهنشاهی و مقدس و معزز شمردن شاهنشاهان این سرزمین ستون اصلی و بقا و محور اصیل امیدواری مردم ایران زمین بوده و هست و تا ابد خواهد بود.  آثار شوم و عوارض مسموم روزگاران گذشته در کشور ما نشانه‌هایی بسیار دارد. در شهرهای ما روستاهای ما در فرهنگ ما، درمناعت ما در کشاورزی و فلاحت ما ...
:اما در کار کشاورزی از این همه نشانه‌ها هیچکدام به سیاهی و زندگی مناسباتی نبوده که اربابان ستمکار با رعایای زحمتکش و بردبار خویش برقرارکرده بودند. قرن‌ها و فرن‌ها زمین در دست ارباب، کاریز و چشمه ساز یعنی آب در دست مالک و جنگل و مرتع و چراگاه در دست خوانین و متنفذین بود. نتیجه این مالکیت‌های ظالمانه بود که کشاورز ایرانی غمی در چهره داشت به نشانه فقر روحی زخمی بر بدن داشت به نشانه فقر جسمی و وصله‌ای بر پیراهن به نشانه فقر مادی لیکن طلوع شاهنشاهی دودمان پهلوی  فصلی تازه و عصری نوین به وجود آورد که می‌بایست چنین بساطی در هم کوفته و چنین ظلمی از میان برداشته شود. قریب سی و شش سال از شاهنشاهی پهلوی گذشت و حوادث و وقایع با میهن ما و با رهبری‌های میهن ما دست و پنجه بسیار نرم کرد تا سرانجام اندیشه تابناک شاهنشاه آریامهر هم چون خورشیدی ابر حوادث را به کناری زد و جان تازه و حیات تازه تری به ملت ایران واز جمله به کشاورز ایرانی عطا فرمود.
:تاریخ اعطای آزادی به کشاورز ایرانی به ظاهر در بهمن ۱۳۴۱ است لیکن همه می‌دانند از همان روزهای نخستین سلطنت و از همان لحظات و ساعات اولین که بر دوش جوانان وطن پرست و غیور به مجلس شورای ملی نزول اجلال فرمودید به فکر نجات این مردم به خصوص اعطای آزادی به طبقه کشاورز و کارگر بودید. و از همان روزها بود که به حکم آنچه در کتاب « ماموریت برای وطنم »  و کتاب « انقلاب سفید » مرقوم فرموده‌اید شبی نبود که با فکر مردم سر بر زمین نگذارید و صبحی نبود که با فکر خدمت به این مرز و بوم سر از بستر برنگیرید. و چنان بود که در انقلاب ششم بهمن نخستین پرچمی را که برافراشتید پرچم نجات زمین و آب بود از چنگ ارباب و نجات چراگاه‌ها و جنگل از دست خوانین در کنار این سه اصل انقلاب یعنی اصلاحات ارضی، ملی شدن جنگل‌ها و مراتع و ملی شدن آب‌های کشور، قانون درخت به عنوان شاه بیتی که از فکر شاهنشاه ایران الهام گرفته باشد و به عنوان یکی از انسانی‌ترین قوانین این سرزمین و به تصویب و تایید و اجرا رسید و ضامن و حامی با ارزش برای گسترش فضایی سبز، تامین سلامت محیط زیست و تعدیل خشکی هوای این سرزمین و تشویق مردم به درختکاری و بهره گیری صحیح و منطقی از این نعمت بهشتی شد. تا آنجا که به یمن نیت خیر و حقیقت محضی که خمیرمایه این اندیشه بهشتی بود، شهرها و روستاها به گسترش درختکاری دست زدند. و دولت نیز به سهم خود در این راه قدم‌های استواری برداشت که ارزش تقدیم گزارشی به پیشگاه مبارک را دارد.
:جمع جنگل کاری تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی [۱۳۵۴ خورشیدی ] بیش از ۲۹٬۵۰۰ هکتار است که از این رقم ۵ هزار هکتار آن مربوط به سال جاری است. در امر مبارزه با شن روان تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی بیش از ۳ میلیون و ۶۰۰ هزار شن روان و اراضی کویری تثبیت شده است از این مقدار بیش از سه میلیون هکتار قرق، بیش از ۴۰۰ هزار هکتار بذرپاشی و ۳۰۰ هزار هکتار نهال کاری است که از جمع این دو رقم نزدیک به ۳۵ هزار هکتار با استفاده از مالچ تثبیت و کشت شده است.
:در امر پارک سازی تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی ۲۵ پارک بزرگ و کوچک جنگلی در جاهای گوناگون کشور ایجاد شد که بزرگ‌ترین این پارک‌ها پارک جنگلی نور با مساحتی حدود ۴۰۰۰ هکتار می‌باشد.
:شاهنشاها
:آنچه هخامنشیان آرزو می‌کردند و زرتشت پیامبر ندا می‌داد و نیاکان ما یادآور می‌شدند و نیاکان ما یادآور می‌شدند،خوشبختانه در این دوره از تاریخ ایران صورت عمل و اجرا به خود گرفت.


ماده دوم – اعیان و رقبات مذکور در فهرست پیوست را با شرایط مندرج در این سند وقف مؤبد و حبس مخلد نمودم و قبض و اقباض به عنوان وقف و تولیت به عمل آمد و به تصرف وقف داده‌شد.


ماده سوم – تولیت موقوفات مزبور به عهده خودمان و بعداً تفویض با رشد اولاد ذکور نسلاً بعد نسل می‌باشد. چنانچه هر یک از متولیهای آینده اولاد ذکور نداشتند، تولیت به اولاد ذکور ارشد و اقرب به ما خواهدرسید و چنانچه اولاد ذکوری موجود نباشد، تولیت با اقرب و ارشد اولاد اناث خواهدبود.
بیابان سازی ایران - از سال ۱۳۵۸ با پای گرفتن رژیم اسلامی در ایران برنامه بیابان سازی ایران آغاز شد و تا به امروز ادامه دارد: '''آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند'''
 
ماده چهارم – نظارت بر موقوفات و مصارف را به عهده هیأتی مرکب از ده نفر واگذارنمودیم که پنج نفر آن صاحبان مقامات ذیل می‌باشند: ۱ – نخست‌وزیر ۲ – وزیر دربار شاهنشاهی ۳ – رئیس مجلس سنا
۴ – رئیس مجلس شورای ملی
۵ – رئیس دیوان عالی کشور
 
و پنج نفر دیگر از اشخاصی که مورد اعتماد باشند و مقام تولیت آنان را شایسته بداند برای هر سه سال یک بار تعیین خواهدشد.
 
* تبصره ۱ – نظاری که قبلاً انتخاب شده‌اند ممکن است هر یک از آنها مجدداً نیز انتخاب شوند.
 
* تبصره ۲ – در صورت غیاب بعضی از نظار و یا اینکه یک یا چند نفر از متصدیان عناوین و سمتهای فوق نباشند، حضور سایرین کافی است، مشروط به اینکه حاضرین از شش نفر کمتر نباشند.
 
ماده پنجم – حق‌التولیه فقط صدی دوونیم از درآمد خالص پس از وضع هزینه‌های لازم خواهدبود و شخصاً حق‌التولیه خود را دریافت نخواهیم نمود و متولیان دیگر حق دریافت دارند و مخارج آرامگاه اعلیحضرت رضاشاه کبیر پدر فقیدمان را باید از محل حق‌التولیه پرداخت نمایند. مازاد متعلق به متولی خواهدبود. حق‌النظاره برای کلیه نظار صدی دوونیم است که باید بالسویه بین آنها تقسیم شود.
ماده ششم – مصارف موقوفات: مقرر می‌داریم کلیه درآمد موقوفات به مصرف نگهداری مؤسسات خیره بنیاد پهلوی که تاکنون تأسیس شده و تکمیل ساختمانهای ناقص فعلی مهمانخانه‌ها به منظور تکمیل رقبات و ازدیاد درآمد موقوفات و پس از مصارف مزبور به مصارف پنج‌گانه زیر برسد:
۱ – بهداشت
۲ – توسعه فرهنگ
۳ – کمک به مستمندان
۴ – امور مذهبی
۵ – امور اجتماعی
 
'''فصل اول – برای حفظ سلامت افراد و بهداشت امور زیر منظور نظر ما است:'''
۱ – تأسیس درمانگاه و بیمارستانها و کمک و همکاری با درمانگاه‌ها و بیمارستانهایی که دیگران تأسیس نموده و یا بنمایند.
۲ – ایجاد آموزشگاههای پزشکیاری و پرستاری و مامایی و کمک و همراهی به اینگونه مؤسسات.
۳ – کمک نقدی و دارویی به مرضای مستمند.
۴ – کمک به تغذیه و بهداشت کودکان فقیر و شیرخوارگاهها و پرورشگاهها.
۵ – کمک به مادران باردار بی‌بضاعت از حیث غذا و دارو.
۶ – کمک به آسیب‌دیدگان در حوادث غیرمترقبه از قبیل زلزله و حریق و غیره.
۷ – تهیه مواد دارویی و لوازم معاینه و درمان برای در دسترس قرار دادن بیماران به طور رایگان با قیمت ارزان.
۸ – اقدامات مفید و مؤثر برای بالابردن سطح بهداشت و حفظ سلامت عمومی.
 
'''فصل دوم – برای توسعه فرهنگ نظر ما بر اینگونه امور است:'''
۱ – تأسیس و کمک به آموزشگاهها و دبستانها و دبیرستانها و دانشکده‌ها، به خصوص فنی و حرفه‌ای.
۲ – اعطای کمک‌هزینه تحصیل و توزیع کتاب و لباس بین دانش‌آموزان و دانشجویان بی‌بضاعت.
۳ – طرح و انتشار کتب و مجلات علمی و صنعتی و حرفه‌ای.
۴ – اعزام محصل به خارج از کشور برای کارآموزی و فراگرفتن تعلیمات علمی و عملی و صنعتی و کشاورزی.
۵ – کمک به آموزشگاههای اکابر.
۶ – کمک به تعلیمات عمومی و اجباری و مبارزه با بی‌سوادی.
۷ – اعطای جوایز به دانشجویانی که حائز رتبه اول می‌شوند.
۸ – اعطای جوایز و کمک به نویسندگان و دانشمندان و تشویق به اختراع و ابتکار در امور علمی و صنعتی.
۹ – حمایت زبان فارسی در داخل و خارج کشور.
 
'''فصل سوم – برای کمک به مستمندان امور ذیل بیشتر منظور نظر ما است:'''
۱ – پرداخت هزینه و نگهداری پرورشگاه‌های بنیاد پهلوی که تاکنون ساختمان و تأسیس شده و تأسیس پرورشگاه برای نگهداری و تعلیم و تربیت کودکان یتیم و بی‌بضاعت و کمک به پرورشگاههای خیریه فرح پهلوی و سایر دارالایتام‌های ملی و شهرداری.
۲ – کمک به نواخانه‌ها و زندانیان بی‌بضاعت و اردوهای کار به منظور جلوگیری از تکدی و ولگری و نگهداری بینوایان و عجزه  و کارآموزی به آنان فراخور استعداد هر یک.
 
'''فصل چهارم – منظور ما از کمک به امور مذهبی بیشتر معطوف به موارد ذیل است:'''
۱ – کمک به تعظیم شعائر اسلامی و ترویج دیانت مقدس اسلام در هر عصر و زمانی به مقتضی وقت.
۲ – کمک به تأسیس دانشگاه اسلامی.
۳ – تعمیر بقاع متبرکه و مساجد.
۴ – کمک به نشر کتب و تعلیمات دینی.
۵ – کمک برای تبلیغات اسلامی خاصه در کشورهای غیر مسلمان.
 
'''فصل پنجم – نظر ما از کمک به امور اجتماعی بیشتر معطوف به این امور است:'''
۱ – کمکهای لازم برای تشویق و ترغیب عموم افراد به انجام وظایف ملی و میهنی و اخلاقی و اجتماعی به وسیله تشکیل مجامع تبلیغاتی و کلیه وسایل تربیتی و تأسیس اندرزگاهها.
۲ – تأسیس کتابخانه و قرائتخانه و تقویت مؤسسات ورزشی و تربیت‌بدنی و پیشاهنگی، به منظور تربیت افراد و تقویت روح ملی و ایمان کامل به اتحاد و حفظ استقلال کشور شاهنشاهی.
۳ – کمک به ایراد وعظ و نطق و خطابه در مجمع، مبنی بر جلب توجه و افکار عامه نسبت به امور میهنی و اجتماعی و بهداشتی و فرهنگی و ایجاد روح تعاون میان مردم و ایمان کامل به وحدت ملی و نظم و هماهنگی بین افراد و لزوم انجام وظایف.
۴ – کمک به مؤسسات و نشریات و تبلیغاتی که مبنی بر ابراز علاقه نسبت به شعائر ملی و حفظ سنتها و آثار باستانی ایران باشد.
 
تبصره – گر چه کلیه قسمتهای مذکور در فواصل پنج‌گانه فوق هر یک به نوبه خود لازم‌الرعایه است، ولی چون نیل به تمام مقاصد خیریه مزبور درآمد وافی و کافی‌تری لازم دارد، لذا به تناسب درآمد این موقوفات همه ساله برنامه و بودجه‌ای تنظیم و با رعایت‌الاهم‌فالاهم در هر یک از فصول پنج‌گانه پس از تصویب مقام تولیت و اطلاع هیأت نظار که برهزینه باید نظارت نمایند، به مصارف مقرر خواهدرسید.
 
ماده هفتم – هزینه تعمیرات و نگهداری اعیانی و ابنیه موقوفات که مستلزم بقای آن است، مقدم بر مصارف دیگر خواهدبود.
 
ماده هشتم – چنانچه در رقبات و اعیان موقوفه تغییر وضعی از حیث ازدیاد قیمت تا یک برابر حاصل شود و بیم آن باشد که پس از آن رو به تنزل فاحش برود و یا نقصان قیمت تا صدی ده حاصل شود و بیم تنزل بیشتری باشد در هر یک از صورت فروش هر یک از رقبات و تبدیل آن با حسن وانفع و خرید رقبه جدید که موجب غبطه وقف باشد، جایز است.
 
ماده نهم – به منظور تکمیل درآمد این موقوفات می‌توان قسمتی از درآمد را به مصرف امور عمرانی و تولیدی و خرید رقبات دیگری رسانید و رقبات تازه‌ای که بر اثر امور عمرانی و تولید و خرید از محل درآمد یا از محل فروش ماده هشتم و یا از محل فروشی که قانون مدنی تجویز شده به موقوفه ملحق می‌شود و متولی باید رقبات جدیدالاحداث و جدیدالابتیاع را برای مصارف مقرر در این وقفنامه وقف کند و رقبات مزبور تابع مقررات کلیه مندرجات این وقفنامه خواهدبود.
 
ماده دهم – حضور اکثریت هیأت نظار برای انجام وظایف نظارت کافی است.
 
امیدواریم اقدامات خیریه ما در پیشگاه خداوند متعال مورد قبول واقع شود و تنظیم این سند آئینه‌ای از اندیشه‌های ما در راه خیر و صلاح ملت عزیز و اعتلای نام کشور باستانی ایران باشد و انتظار ما از متولیان آینده و هیأتهای نظارت و کلیه مجریان و متصدیان امور این موقوفه این است که با نهایت ایمان و علاقه و امانت وظایف محوله را انجام و موجبات رضایت خداوند متعال و خشنودی روحی ما را فراهم نمایند. ... '''[[فرمان اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه آریامهر درباره بنیان و وقف سرمایه بنیاد پهلوی ۱۲ مهر ماه ۱۳۴۰|فرمان شاهنشاه آریامهر را بخوانیم و بدانیم که آرمان بنیاد پهلوی چه بود]]
</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۵ مارس ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۳۹



آیین جشن درختکاری نمودار تمدن کهن ایرانیان ۱۵ اسفند ماه
شاهنشاه آریامهر نهالی را می‌نشانند
شاهنشاه نهالی را می‌نشانند
شاهنشاه بلوط سبزی را در شهستان پهلوی می‌کارند ۱۵ اسفند ۲۵۳۴ شاهنشاهی
ایستاسازی شن‌های روان در خوزستان
تمبر یادبود جشن درختکاری ۱۵ اسفند ماه ۱۳۴۵

جشن درختکاری ۱۵ اسفند ماه - درختکاری و نگاهبانی درخت از برجسته‌ترین و انسانی‌ترین نمودارهای تمدن کهن ایرانیان است. ایرانیان از زمان هخامنشیان با کاشتن درخت در کنار کویرها و دامنه کوه‌ها و کرانه جویبارها جنگل بوجود می‌آوردند و سرزمین آریایی را سبز نگاه می‌داشتند و این کار را کاری بهشتی و آسمانی و انسانی می‌دانستند. زرتشت بزرگ با دست خود در بلخ درخت سرو را کاشت و آیین درختکاری را به مردم آموخت. اعلیحضرت رضا شاه بزرگ نخستین بار این سنت باستانی درختکاری را جشنی ملی و مردمی خواندند و دوباره این آیین والا را زنده کردند. جشن درختکاری که پراکنده از سوی کشاورزان ایران برگزار می‌شد به جشنی ملی و رسمی دگرگون شد. فرمان تاریخی ملی کردن جنگل‌ها که از دستاوردهای درخشان انقلاب شاه و مردم بود جلوی از بین رفتن منابع طبیعی را گرفت و یک بار دیگر سنت کهن درختکاری و نگاهبانی از درخت‌های جنگلی جان تازه‌ای به خود گرفت جشن درختکاری در پاسداشت این دهش اهورایی است و هر سال در روز ۱۵ اسفند ماه این جشن از سوی شاهنشاه آریامهر با برنشاندن درختی انجام می‌شود.

۱۵ اسفند ماه ۲۵۳۴ شاهنشاهی در پیشگاه شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو و والاحضرت همایون ولیعهد ایران رضا پهلوی و دیگر هموندان خاندان شاهنشاهی ایران، آیین خجسته درختکاری برگزار شد. در این آیین شاهنشاه آریامهر و شهبانو و همه والاحضرت‌ها در ساعت ۱۱ بامداد به بلندی‌های شهستان پهلوی وارد شدند. والاحضرت شاهپورها و شاهدخت‌ها، سرکار علیه بانو فریده دیبا، امیرعباس هویدا نخست وزیر و دبیرکل حزب رستاخیز ملت ایران ، رییس مجلس سنا، رییس مجلس شورای ملی و دیگر بلندپایگان برجسته کشوری و لشکری از اعلیحضرتین و والاحضرت‌ها پیشباز کردند. هنگام ورود اعلیحضرتین وزیر کشاورزی و منابع طبیعی نشان‌های ویژه یادبود آیین درختکاری را به پیشگاه اعلیحضرتین پیشکش کرد . آنگاه اعلیحضرتین و والاحضرت‌ها به جای برگزاری جشن رفتند. در این هنگام سرود شاهنشاهی ایران از سوی دسته موزیک پیشاهنگان نواخته شد. منصور روحانی وزیر کشاورزی و منابع طبیعی در گزارشی گفت:

شاهنشاها علیاحضرتا
در تعالیم زرتشت و سرمشق‌های باستانی همیشه و همه جا از آب و آبادانی، از کشاورزی و سرسبزی، از کشت و نگاهداری درخت به عنوان کارهایی مقدس و نیمه آسمانی یاد شده است. پادشاهان هخامنشی برکتیبه‌ها که کتاب روزگار و دورنمای زمان است بزرگترین آرزوهایشان یعنی نجات این کشور از خشکسالی را نقش می‌کردند. نه تنها این آرزوی شاهان هخامنشی و دستورهای زرتشت و سرمشق‌های نیاکان ما را تحقق نبخشد بلکه گهگاه بلایی آسمانی را مامور خشکسالی این سرزمین کرد و یا ابتلایی زمینی را به صورت حمله اقوام وحشی حواله جان مردم این دیار ساخته، با تمام این احوال ایران باقی ماند چرا که اعتقاد قلبی ملت ایران به رژیم شاهنشاهی و مقدس و معزز شمردن شاهنشاهان این سرزمین ستون اصلی و بقا و محور اصیل امیدواری مردم ایران زمین بوده و هست و تا ابد خواهد بود. آثار شوم و عوارض مسموم روزگاران گذشته در کشور ما نشانه‌هایی بسیار دارد. در شهرهای ما روستاهای ما در فرهنگ ما، درمناعت ما در کشاورزی و فلاحت ما ...
اما در کار کشاورزی از این همه نشانه‌ها هیچکدام به سیاهی و زندگی مناسباتی نبوده که اربابان ستمکار با رعایای زحمتکش و بردبار خویش برقرارکرده بودند. قرن‌ها و فرن‌ها زمین در دست ارباب، کاریز و چشمه ساز یعنی آب در دست مالک و جنگل و مرتع و چراگاه در دست خوانین و متنفذین بود. نتیجه این مالکیت‌های ظالمانه بود که کشاورز ایرانی غمی در چهره داشت به نشانه فقر روحی زخمی بر بدن داشت به نشانه فقر جسمی و وصله‌ای بر پیراهن به نشانه فقر مادی لیکن طلوع شاهنشاهی دودمان پهلوی فصلی تازه و عصری نوین به وجود آورد که می‌بایست چنین بساطی در هم کوفته و چنین ظلمی از میان برداشته شود. قریب سی و شش سال از شاهنشاهی پهلوی گذشت و حوادث و وقایع با میهن ما و با رهبری‌های میهن ما دست و پنجه بسیار نرم کرد تا سرانجام اندیشه تابناک شاهنشاه آریامهر هم چون خورشیدی ابر حوادث را به کناری زد و جان تازه و حیات تازه تری به ملت ایران واز جمله به کشاورز ایرانی عطا فرمود.
تاریخ اعطای آزادی به کشاورز ایرانی به ظاهر در بهمن ۱۳۴۱ است لیکن همه می‌دانند از همان روزهای نخستین سلطنت و از همان لحظات و ساعات اولین که بر دوش جوانان وطن پرست و غیور به مجلس شورای ملی نزول اجلال فرمودید به فکر نجات این مردم به خصوص اعطای آزادی به طبقه کشاورز و کارگر بودید. و از همان روزها بود که به حکم آنچه در کتاب « ماموریت برای وطنم » و کتاب « انقلاب سفید » مرقوم فرموده‌اید شبی نبود که با فکر مردم سر بر زمین نگذارید و صبحی نبود که با فکر خدمت به این مرز و بوم سر از بستر برنگیرید. و چنان بود که در انقلاب ششم بهمن نخستین پرچمی را که برافراشتید پرچم نجات زمین و آب بود از چنگ ارباب و نجات چراگاه‌ها و جنگل از دست خوانین در کنار این سه اصل انقلاب یعنی اصلاحات ارضی، ملی شدن جنگل‌ها و مراتع و ملی شدن آب‌های کشور، قانون درخت به عنوان شاه بیتی که از فکر شاهنشاه ایران الهام گرفته باشد و به عنوان یکی از انسانی‌ترین قوانین این سرزمین و به تصویب و تایید و اجرا رسید و ضامن و حامی با ارزش برای گسترش فضایی سبز، تامین سلامت محیط زیست و تعدیل خشکی هوای این سرزمین و تشویق مردم به درختکاری و بهره گیری صحیح و منطقی از این نعمت بهشتی شد. تا آنجا که به یمن نیت خیر و حقیقت محضی که خمیرمایه این اندیشه بهشتی بود، شهرها و روستاها به گسترش درختکاری دست زدند. و دولت نیز به سهم خود در این راه قدم‌های استواری برداشت که ارزش تقدیم گزارشی به پیشگاه مبارک را دارد.
جمع جنگل کاری تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی [۱۳۵۴ خورشیدی ] بیش از ۲۹٬۵۰۰ هکتار است که از این رقم ۵ هزار هکتار آن مربوط به سال جاری است. در امر مبارزه با شن روان تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی بیش از ۳ میلیون و ۶۰۰ هزار شن روان و اراضی کویری تثبیت شده است از این مقدار بیش از سه میلیون هکتار قرق، بیش از ۴۰۰ هزار هکتار بذرپاشی و ۳۰۰ هزار هکتار نهال کاری است که از جمع این دو رقم نزدیک به ۳۵ هزار هکتار با استفاده از مالچ تثبیت و کشت شده است.
در امر پارک سازی تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی ۲۵ پارک بزرگ و کوچک جنگلی در جاهای گوناگون کشور ایجاد شد که بزرگ‌ترین این پارک‌ها پارک جنگلی نور با مساحتی حدود ۴۰۰۰ هکتار می‌باشد.
شاهنشاها
آنچه هخامنشیان آرزو می‌کردند و زرتشت پیامبر ندا می‌داد و نیاکان ما یادآور می‌شدند و نیاکان ما یادآور می‌شدند،خوشبختانه در این دوره از تاریخ ایران صورت عمل و اجرا به خود گرفت.


بیابان سازی ایران - از سال ۱۳۵۸ با پای گرفتن رژیم اسلامی در ایران برنامه بیابان سازی ایران آغاز شد و تا به امروز ادامه دارد: آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند