الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۲: خط ۲:
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:ShahanshahSpeech23Esfand1346ZobehAhan.ogv|thumb|left|280px|شاهنشاه کارخانه ذوب آهن آریامهر را در اسپهان بنیادمی‌کنند ۲۳ اسفند ۱۳۴۶ ]]


'''[[سخنان اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر هنگام بنیاد کارخانه ذوب آهن آریامهر و بتون‌ریزی کوره بلند ذوب آهن اسپهان ۲۳ اسفند ۱۳۴۶|به سدای اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی به هنگام بنیاد کارخانه ذوب آهن آریامهر و بتون ریزی کوره بلند در روز ۲۳ اسفند ماه ۱۳۴۶ گوش فرادهیم و آن را میان میهن‌پرستان پخش کنیم]]'''


امروز برای ملت ایران روز مبارک و میمونی است، زیرا یکی از آرزوهای دیرین ملی، به خواست خداوند متعال برآورده شده است. قبل از شهریور ۱۳۲۰ که مملکت ایران با استقلال سیاست ملی خود را دنبال می‌کرد پدر من هم دست به ایجاد کارخانه ذوب آهن زده بود، ولی جنگ بین المللی دوم و آثار آن این امر را متوقف کرد و آثار بعدی جنگ و نفوذهای بیگانه و همچنین ایجاد دستجات مختلف ستون پنجم با رنگ‌های مختلف و اشکال گوناگون چنان پایه‌های این مملکت را متزلزل کرده بود که تا مدت‌ها دچار نوسانات داخلی و کجروی‌های و گمراهی‌ها و شاهد تیشه به ریشه زدن این مملکت بودیم، تا اینکه بالاخره رستاخیز ملت ایران در ۱۳۳۲ ایران را از مهلکه حتمی نجات داد و اجازه داد که در ششم بهمن ۱۳۴۱ با انقلاب همه جانبه و ملی ایران دو مرتبه این مملکت به سرنوشت خود مسلط شود و راه استقرار سیاست مستقل ملی خود را پیدا کند، کما اینکه دیدیم بعد از بهمن ۱۳۴۱ ایران توانست به آرزوی دیرینه خود که داشتن صنعت مادر ذوب آهن بود نایل بشود. بعد از انقلاب ششم بهمن بود که ما توانستیم هر روز یک گام در استحکام بنیان ملیت ایران برداریم. بعد از آن بود که توانستیم به مظاهر ارتجاع و عقب ماندگی و عدم تساوی افراد و از بین بردن استثمار فرد به وسیله فرد و سوءاستفاده باز بعضی افراد از ثروت‌های طبیعی مملکت و هر مظهری در جامعه که امتیازات بیهوده‌ای به یک طبقه‌ای بر طبقه دیگر می‌داد خاتمه بدهیم. نه فقط ثروت‌های ملی مثل جنگل‌ها و مراتع و معادن بزرگ ملی شد، بلکه اخیرا شاید به مهمترین اقدام دراین زمینه دست زدیم که ملی کردن ذخایر آب مملکت است. در زمینه داخلی می‌بینید هر اقدامی که برای پیشرفت و ترقی و سرافرازی جامعه لازم باشد اتخاذ می‌شود، برای اینکه ما استقلال داریم و می‌توانیم برای خود و برای ایرانی و فقط به خاطر ایرانی تصمیم بگیریم.
[[پرونده:RoozDerakhtkaary15Esfand.mp4|thumb|left|220px|آیین جشن درختکاری نمودار تمدن کهن ایرانیان  ۱۵ اسفند ماه]]
[[پرونده:Shahanshah Treeplanting.jpg|thumb|left|170px|شاهنشاه آریامهر نهالی را می‌نشانند]]
[[پرونده:ShahanshahDerakhtKaryJashn1341.jpg|thumb|left|170px|شاهنشاه نهالی را می‌نشانند]]
[[پرونده:ShahanshahJashnDerakhtKarr15Esfand2534.jpg|thumb|left|۱۷0px|شاهنشاه بلوط سبزی را در [[شهستان پهلوی]] می‌کارند ۱۵ اسفند ۲۵۳۴ شاهنشاهی]]
[[پرونده:DerakhtKaryDayAhwaz1349a.jpg|thumb|left|170px|ایستاسازی شن‌های روان در خوزستان]]
[[پرونده:StampsJashnDerakhtKary1345.JPG|thumb|left|170px|تمبر یادبود جشن درختکاری ۱۵ اسفند ماه ۱۳۴۵]]
'''[[جشن درختکاری ۱۵ اسفند ماه]]''' - درختکاری و نگاهبانی درخت از برجسته‌ترین و انسانی‌ترین نمودارهای تمدن کهن ایرانیان است. ایرانیان از زمان هخامنشیان با کاشتن درخت در کنار کویرها و دامنه کوه‌ها و کرانه جویبارها جنگل بوجود می‌آوردند و سرزمین آریایی را سبز نگاه می‌داشتند و این کار را کاری بهشتی و آسمانی و انسانی می‌دانستند. زرتشت بزرگ با دست خود در بلخ درخت سرو را کاشت و آیین درختکاری را به مردم آموخت. اعلیحضرت رضا شاه بزرگ نخستین بار این سنت باستانی درختکاری را جشنی ملی و مردمی خواندند و دوباره این آیین والا را زنده کردند. جشن درختکاری که پراکنده از سوی کشاورزان ایران برگزار می‌شد به جشنی ملی و رسمی دگرگون شد. فرمان تاریخی ملی کردن جنگل‌ها که از دستاوردهای درخشان انقلاب شاه و مردم بود جلوی از بین رفتن منابع طبیعی را گرفت و یک بار دیگر سنت کهن درختکاری و نگاهبانی از درخت‌های جنگلی جان تازه‌ای به خود گرفت  جشن درختکاری در پاسداشت این دهش اهورایی است و هر سال در روز ۱۵ اسفند ماه این جشن از سوی شاهنشاه آریامهر با برنشاندن درختی انجام می‌شود.


در زمینه های دیگر، استقلال ما در سیاست خارجی نیز به همان حدی است که در داخل استقلال داریم. در قسمت ثروت عمده فعلی مملکت که نفت باشد در این چند سال اخیر تقریبا سالی نشده است که قدمی برداشته نشده باشد. حالا نیز مشغول مذاکرات مهمی هستیم. ما حرفی نداریم که شرکت‌های فعلی نفت ایران با حفظ منافع ایران و با احترام گذاشتن به احتیاجات ایران وسیله صدور نفت ایران و تحصیل درآمد به ایران باشند، حرف ما این است که این تصمیمات یک طرفه نمی‌تواند باشد، زیرا ما نیز به عنوان صاحب اصلی نفت و صاحب این سرزمین در استخراج این ثروت نظر داریم. احتیاجات این ممکلت روشن است و معلوم است که در چه راهی درآمدهای مملکت خرج می‌شود. هیچ دستگاهی، هیچ شرکت‌هایی نمی‌توانند صرفا برای خاطر اینکه با ما قراردادی دارند بگویند که ما فقط این مقدار از منابع مملکت شما را صادر می‌کنیم و استخراج می‌کنیم و مابقی ثروت خودتان را نمی‌توانید بهره‌برداری بکنید چون من مایل نیستم، یعنی در واقع ملت ایران که صاحب این ثروت است از استفاده از منابع خود محروم نمایند. تکلیف این کار بزودی روشن خواهد شد.
'''۱۵ اسفند ماه ۲۵۳۴ شاهنشاهی''' در پیشگاه شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو و والاحضرت همایون ولیعهد ایران رضا پهلوی و دیگر هموندان خاندان شاهنشاهی ایران، آیین خجسته درختکاری برگزار شد. در این آیین شاهنشاه آریامهر و شهبانو و همه والاحضرت‌ها در ساعت ۱۱ بامداد به بلندی‌های [[شهستان پهلوی]] وارد شدند.  والاحضرت شاهپورها و شاهدخت‌ها، سرکار علیه بانو فریده دیبا، امیرعباس هویدا نخست وزیر و دبیرکل [[حزب رستاخیز ملت ایران]] ، رییس مجلس سنا، رییس مجلس شورای ملی و دیگر بلندپایگان برجسته کشوری و لشکری از اعلیحضرتین و والاحضرت‌ها پیشباز کردند. هنگام ورود اعلیحضرتین وزیر کشاورزی و منابع طبیعی نشان‌های ویژه یادبود آیین درختکاری را به پیشگاه اعلیحضرتین پیشکش کرد . آنگاه اعلیحضرتین و والاحضرت‌ها به جای برگزاری جشن رفتند. در این هنگام [[سرود شاهنشاهی ایران]] از سوی دسته موزیک پیشاهنگان نواخته شد. منصور روحانی وزیر کشاورزی و منابع طبیعی در گزارشی گفت:
:شاهنشاها علیاحضرتا
:در تعالیم زرتشت و سرمشق‌های باستانی همیشه و همه جا از آب و آبادانی، از کشاورزی و سرسبزی، از کشت و نگاهداری درخت به عنوان کارهایی مقدس و نیمه آسمانی یاد شده است. پادشاهان هخامنشی برکتیبه‌ها که کتاب روزگار و دورنمای زمان است بزرگترین آرزوهایشان یعنی نجات این کشور از خشکسالی را نقش می‌کردند. نه تنها این آرزوی شاهان هخامنشی و دستورهای زرتشت و سرمشق‌های نیاکان ما را تحقق نبخشد بلکه گهگاه بلایی آسمانی را مامور خشکسالی این سرزمین کرد و یا ابتلایی زمینی را به صورت حمله اقوام وحشی حواله جان مردم این دیار ساخته، با تمام این احوال ایران باقی ماند چرا که  اعتقاد قلبی ملت ایران به رژیم شاهنشاهی و مقدس و معزز شمردن شاهنشاهان این سرزمین ستون اصلی و بقا و محور اصیل امیدواری مردم ایران زمین بوده و هست و تا ابد خواهد بود.  آثار شوم و عوارض مسموم روزگاران گذشته در کشور ما نشانه‌هایی بسیار دارد. در شهرهای ما روستاهای ما در فرهنگ ما، درمناعت ما در کشاورزی و فلاحت ما ...
:اما در کار کشاورزی از این همه نشانه‌ها هیچکدام به سیاهی و زندگی مناسباتی نبوده که اربابان ستمکار با رعایای زحمتکش و بردبار خویش برقرارکرده بودند. قرن‌ها و فرن‌ها زمین در دست ارباب، کاریز و چشمه ساز یعنی آب در دست مالک و جنگل و مرتع و چراگاه در دست خوانین و متنفذین بود. نتیجه این مالکیت‌های ظالمانه بود که کشاورز ایرانی غمی در چهره داشت به نشانه فقر روحی زخمی بر بدن داشت به نشانه فقر جسمی و وصله‌ای بر پیراهن به نشانه فقر مادی لیکن طلوع شاهنشاهی دودمان پهلوی  فصلی تازه و عصری نوین به وجود آورد که می‌بایست چنین بساطی در هم کوفته و چنین ظلمی از میان برداشته شود. قریب سی و شش سال از شاهنشاهی پهلوی گذشت و حوادث و وقایع با میهن ما و با رهبری‌های میهن ما دست و پنجه بسیار نرم کرد تا سرانجام اندیشه تابناک شاهنشاه آریامهر هم چون خورشیدی ابر حوادث را به کناری زد و جان تازه و حیات تازه تری به ملت ایران واز جمله به کشاورز ایرانی عطا فرمود.
:تاریخ اعطای آزادی به کشاورز ایرانی به ظاهر در بهمن ۱۳۴۱ است لیکن همه می‌دانند از همان روزهای نخستین سلطنت و از همان لحظات و ساعات اولین که بر دوش جوانان وطن پرست و غیور به مجلس شورای ملی نزول اجلال فرمودید به فکر نجات این مردم به خصوص اعطای آزادی به طبقه کشاورز و کارگر بودید. و از همان روزها بود که به حکم آنچه در کتاب « ماموریت برای وطنم »  و کتاب « انقلاب سفید » مرقوم فرموده‌اید شبی نبود که با فکر مردم سر بر زمین نگذارید و صبحی نبود که با فکر خدمت به این مرز و بوم سر از بستر برنگیرید. و چنان بود که در انقلاب ششم بهمن نخستین پرچمی را که برافراشتید پرچم نجات زمین و آب بود از چنگ ارباب و نجات چراگاه‌ها و جنگل از دست خوانین در کنار این سه اصل انقلاب یعنی اصلاحات ارضی، ملی شدن جنگل‌ها و مراتع و ملی شدن آب‌های کشور، قانون درخت به عنوان شاه بیتی که از فکر شاهنشاه ایران الهام گرفته باشد و به عنوان یکی از انسانی‌ترین قوانین این سرزمین و به تصویب و تایید و اجرا رسید و ضامن و حامی با ارزش برای گسترش فضایی سبز، تامین سلامت محیط زیست و تعدیل خشکی هوای این سرزمین و تشویق مردم به درختکاری و بهره گیری صحیح و منطقی از این نعمت بهشتی شد. تا آنجا که به یمن نیت خیر و حقیقت محضی که خمیرمایه این اندیشه بهشتی بود، شهرها و روستاها به گسترش درختکاری دست زدند. و دولت نیز به سهم خود در این راه قدم‌های استواری برداشت که ارزش تقدیم گزارشی به پیشگاه مبارک را دارد.
:جمع جنگل کاری تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی [۱۳۵۴ خورشیدی ] بیش از ۲۹٬۵۰۰ هکتار است که از این رقم ۵ هزار هکتار آن مربوط به سال جاری است. در امر مبارزه با شن روان تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی بیش از ۳ میلیون و ۶۰۰ هزار شن روان و اراضی کویری تثبیت شده است از این مقدار بیش از سه میلیون هکتار قرق، بیش از ۴۰۰ هزار هکتار بذرپاشی و ۳۰۰ هزار هکتار نهال کاری است که از جمع این دو رقم نزدیک به ۳۵ هزار هکتار با استفاده از مالچ تثبیت و کشت شده است.
:در امر پارک سازی تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی ۲۵ پارک بزرگ و کوچک جنگلی در جاهای گوناگون کشور ایجاد شد که بزرگ‌ترین این پارک‌ها پارک جنگلی نور با مساحتی حدود ۴۰۰۰ هکتار می‌باشد.
:شاهنشاها
:آنچه هخامنشیان آرزو می‌کردند و زرتشت پیامبر ندا می‌داد و نیاکان ما یادآور می‌شدند و نیاکان ما یادآور می‌شدند،خوشبختانه در این دوره از تاریخ ایران صورت عمل و اجرا به خود گرفت.


همان طور که گفتم استقلال ما در صنایع توام است با استقلال ما در سیاست. تمام  پایه‌های استقلال صنعتی کشور را مشغول برنامه ریزی هستیم. ذوب آهن در یک  رشته وسیعی از صنایع فلزی است، استقلال ما را تا درجه زیادی تامین می‌کند. اضافه بر این صنایع پتروشیمی به مقدار وسیعی وسایل پیشرفت و ترقی این مملکت را فراهم خواهد کرد. هم چنین صنایع  ماشین سازی و آلومینیوم و مژده دیگری هست که باید به ملت ایران بدهیم و آن تقریبا اطمنیان زیادی است که معادن مس به مقدار قابل توجه و متنابهی در ایران موجود است. لازم می دانیم در این موقع از همکاری‌های دولت دوست و همسایه خود اتحاد جماهیر شوروی در امر همکاری در تاسیس این صنعت مهم سپاسگزاری بکنیم و اطمینان داشته باشیم که این روح تفاهم و همکاری ادامه خواهد داشت.


هر مملکتی بنا به رویه‌ای که نسبت به ایران اتخاذ کند می‌تواند انتظار رویه متقابل از طرف ما داشته باشد، و این زمان رسیده است که ما بگوییم نسبت به رفتار خارجی با آن کشور رویه متقابل پیش خواهیم گرفت، نه اینکه از ما دوستی، و احیانا از خارجی تا اندازه‌ای نگاه محبت آمیز به ما. حتی اخطار می‌کنم که دوستان فعلی ما اگر منافع ایران را از هر جهت به خصوص در خلیج فارس محترم نشمارند باید از طرف ایران انتظار همان رویه را نسبت به خودشان داشته باشند.
بیابان سازی ایران - از سال ۱۳۵۸ با پای گرفتن رژیم اسلامی در ایران برنامه بیابان سازی ایران آغاز شد و تا به امروز ادامه دارد: '''آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند'''
 
امروز این صحبت‌هایی که من با شما ملت ایران می‌کنم از توی رختخواب و از زیر پتو نیست. این اظهارات ظاهرسازی و جنگ زرگری نیست. این اظهارات از داخل خاک ایران و از قلب ملت ایران است. و اما در خاتمه به شما طراحان، مهندسین، سرکارگران، کارگران و تمام کسانی که در تاسیس این کارخانه شرکت دارید و کار می‌کنید تبریک می‌گویم و شما را جزو سربازان حافظ استقلال مملکت می‌شمارم. این افتخاری است ابدی برای شما و خانواده شما، و توفیق همگی را در راه اجرای سیاست‌های ملی در راه پیشرفت اقتصاد و صنعت ایران از خداوند متعال خواستارم....'''[[سخنان اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر هنگام بنیاد کارخانه ذوب آهن آریامهر و بتون‌ریزی کوره بلند ذوب آهن اسپهان ۲۳ اسفند ۱۳۴۶ |به سخنان آریامهر گوش فرادهیم و نوشتارهای وابسته بدان را بخوانیم]]'''
</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۵ مارس ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۳۹



آیین جشن درختکاری نمودار تمدن کهن ایرانیان ۱۵ اسفند ماه
شاهنشاه آریامهر نهالی را می‌نشانند
شاهنشاه نهالی را می‌نشانند
شاهنشاه بلوط سبزی را در شهستان پهلوی می‌کارند ۱۵ اسفند ۲۵۳۴ شاهنشاهی
ایستاسازی شن‌های روان در خوزستان
تمبر یادبود جشن درختکاری ۱۵ اسفند ماه ۱۳۴۵

جشن درختکاری ۱۵ اسفند ماه - درختکاری و نگاهبانی درخت از برجسته‌ترین و انسانی‌ترین نمودارهای تمدن کهن ایرانیان است. ایرانیان از زمان هخامنشیان با کاشتن درخت در کنار کویرها و دامنه کوه‌ها و کرانه جویبارها جنگل بوجود می‌آوردند و سرزمین آریایی را سبز نگاه می‌داشتند و این کار را کاری بهشتی و آسمانی و انسانی می‌دانستند. زرتشت بزرگ با دست خود در بلخ درخت سرو را کاشت و آیین درختکاری را به مردم آموخت. اعلیحضرت رضا شاه بزرگ نخستین بار این سنت باستانی درختکاری را جشنی ملی و مردمی خواندند و دوباره این آیین والا را زنده کردند. جشن درختکاری که پراکنده از سوی کشاورزان ایران برگزار می‌شد به جشنی ملی و رسمی دگرگون شد. فرمان تاریخی ملی کردن جنگل‌ها که از دستاوردهای درخشان انقلاب شاه و مردم بود جلوی از بین رفتن منابع طبیعی را گرفت و یک بار دیگر سنت کهن درختکاری و نگاهبانی از درخت‌های جنگلی جان تازه‌ای به خود گرفت جشن درختکاری در پاسداشت این دهش اهورایی است و هر سال در روز ۱۵ اسفند ماه این جشن از سوی شاهنشاه آریامهر با برنشاندن درختی انجام می‌شود.

۱۵ اسفند ماه ۲۵۳۴ شاهنشاهی در پیشگاه شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو و والاحضرت همایون ولیعهد ایران رضا پهلوی و دیگر هموندان خاندان شاهنشاهی ایران، آیین خجسته درختکاری برگزار شد. در این آیین شاهنشاه آریامهر و شهبانو و همه والاحضرت‌ها در ساعت ۱۱ بامداد به بلندی‌های شهستان پهلوی وارد شدند. والاحضرت شاهپورها و شاهدخت‌ها، سرکار علیه بانو فریده دیبا، امیرعباس هویدا نخست وزیر و دبیرکل حزب رستاخیز ملت ایران ، رییس مجلس سنا، رییس مجلس شورای ملی و دیگر بلندپایگان برجسته کشوری و لشکری از اعلیحضرتین و والاحضرت‌ها پیشباز کردند. هنگام ورود اعلیحضرتین وزیر کشاورزی و منابع طبیعی نشان‌های ویژه یادبود آیین درختکاری را به پیشگاه اعلیحضرتین پیشکش کرد . آنگاه اعلیحضرتین و والاحضرت‌ها به جای برگزاری جشن رفتند. در این هنگام سرود شاهنشاهی ایران از سوی دسته موزیک پیشاهنگان نواخته شد. منصور روحانی وزیر کشاورزی و منابع طبیعی در گزارشی گفت:

شاهنشاها علیاحضرتا
در تعالیم زرتشت و سرمشق‌های باستانی همیشه و همه جا از آب و آبادانی، از کشاورزی و سرسبزی، از کشت و نگاهداری درخت به عنوان کارهایی مقدس و نیمه آسمانی یاد شده است. پادشاهان هخامنشی برکتیبه‌ها که کتاب روزگار و دورنمای زمان است بزرگترین آرزوهایشان یعنی نجات این کشور از خشکسالی را نقش می‌کردند. نه تنها این آرزوی شاهان هخامنشی و دستورهای زرتشت و سرمشق‌های نیاکان ما را تحقق نبخشد بلکه گهگاه بلایی آسمانی را مامور خشکسالی این سرزمین کرد و یا ابتلایی زمینی را به صورت حمله اقوام وحشی حواله جان مردم این دیار ساخته، با تمام این احوال ایران باقی ماند چرا که اعتقاد قلبی ملت ایران به رژیم شاهنشاهی و مقدس و معزز شمردن شاهنشاهان این سرزمین ستون اصلی و بقا و محور اصیل امیدواری مردم ایران زمین بوده و هست و تا ابد خواهد بود. آثار شوم و عوارض مسموم روزگاران گذشته در کشور ما نشانه‌هایی بسیار دارد. در شهرهای ما روستاهای ما در فرهنگ ما، درمناعت ما در کشاورزی و فلاحت ما ...
اما در کار کشاورزی از این همه نشانه‌ها هیچکدام به سیاهی و زندگی مناسباتی نبوده که اربابان ستمکار با رعایای زحمتکش و بردبار خویش برقرارکرده بودند. قرن‌ها و فرن‌ها زمین در دست ارباب، کاریز و چشمه ساز یعنی آب در دست مالک و جنگل و مرتع و چراگاه در دست خوانین و متنفذین بود. نتیجه این مالکیت‌های ظالمانه بود که کشاورز ایرانی غمی در چهره داشت به نشانه فقر روحی زخمی بر بدن داشت به نشانه فقر جسمی و وصله‌ای بر پیراهن به نشانه فقر مادی لیکن طلوع شاهنشاهی دودمان پهلوی فصلی تازه و عصری نوین به وجود آورد که می‌بایست چنین بساطی در هم کوفته و چنین ظلمی از میان برداشته شود. قریب سی و شش سال از شاهنشاهی پهلوی گذشت و حوادث و وقایع با میهن ما و با رهبری‌های میهن ما دست و پنجه بسیار نرم کرد تا سرانجام اندیشه تابناک شاهنشاه آریامهر هم چون خورشیدی ابر حوادث را به کناری زد و جان تازه و حیات تازه تری به ملت ایران واز جمله به کشاورز ایرانی عطا فرمود.
تاریخ اعطای آزادی به کشاورز ایرانی به ظاهر در بهمن ۱۳۴۱ است لیکن همه می‌دانند از همان روزهای نخستین سلطنت و از همان لحظات و ساعات اولین که بر دوش جوانان وطن پرست و غیور به مجلس شورای ملی نزول اجلال فرمودید به فکر نجات این مردم به خصوص اعطای آزادی به طبقه کشاورز و کارگر بودید. و از همان روزها بود که به حکم آنچه در کتاب « ماموریت برای وطنم » و کتاب « انقلاب سفید » مرقوم فرموده‌اید شبی نبود که با فکر مردم سر بر زمین نگذارید و صبحی نبود که با فکر خدمت به این مرز و بوم سر از بستر برنگیرید. و چنان بود که در انقلاب ششم بهمن نخستین پرچمی را که برافراشتید پرچم نجات زمین و آب بود از چنگ ارباب و نجات چراگاه‌ها و جنگل از دست خوانین در کنار این سه اصل انقلاب یعنی اصلاحات ارضی، ملی شدن جنگل‌ها و مراتع و ملی شدن آب‌های کشور، قانون درخت به عنوان شاه بیتی که از فکر شاهنشاه ایران الهام گرفته باشد و به عنوان یکی از انسانی‌ترین قوانین این سرزمین و به تصویب و تایید و اجرا رسید و ضامن و حامی با ارزش برای گسترش فضایی سبز، تامین سلامت محیط زیست و تعدیل خشکی هوای این سرزمین و تشویق مردم به درختکاری و بهره گیری صحیح و منطقی از این نعمت بهشتی شد. تا آنجا که به یمن نیت خیر و حقیقت محضی که خمیرمایه این اندیشه بهشتی بود، شهرها و روستاها به گسترش درختکاری دست زدند. و دولت نیز به سهم خود در این راه قدم‌های استواری برداشت که ارزش تقدیم گزارشی به پیشگاه مبارک را دارد.
جمع جنگل کاری تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی [۱۳۵۴ خورشیدی ] بیش از ۲۹٬۵۰۰ هکتار است که از این رقم ۵ هزار هکتار آن مربوط به سال جاری است. در امر مبارزه با شن روان تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی بیش از ۳ میلیون و ۶۰۰ هزار شن روان و اراضی کویری تثبیت شده است از این مقدار بیش از سه میلیون هکتار قرق، بیش از ۴۰۰ هزار هکتار بذرپاشی و ۳۰۰ هزار هکتار نهال کاری است که از جمع این دو رقم نزدیک به ۳۵ هزار هکتار با استفاده از مالچ تثبیت و کشت شده است.
در امر پارک سازی تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی ۲۵ پارک بزرگ و کوچک جنگلی در جاهای گوناگون کشور ایجاد شد که بزرگ‌ترین این پارک‌ها پارک جنگلی نور با مساحتی حدود ۴۰۰۰ هکتار می‌باشد.
شاهنشاها
آنچه هخامنشیان آرزو می‌کردند و زرتشت پیامبر ندا می‌داد و نیاکان ما یادآور می‌شدند و نیاکان ما یادآور می‌شدند،خوشبختانه در این دوره از تاریخ ایران صورت عمل و اجرا به خود گرفت.


بیابان سازی ایران - از سال ۱۳۵۸ با پای گرفتن رژیم اسلامی در ایران برنامه بیابان سازی ایران آغاز شد و تا به امروز ادامه دارد: آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند