مثنوی معنوی/صبرکردن لقمان چون دید کی داود حلقهها میساخت از سال کردن با این نیت کی صبر از سال موجب فرج باشد: تفاوت میان نسخهها
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
(ورود خودکار مقاله) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
| یادداشت = | | یادداشت = | ||
}} | }} | ||
{{شعر}} | |||
{{ب|رفت لقمان سوی داود صفا|دید کو میکرد ز آهن حلقهها}} | {{ب|رفت لقمان سوی داود صفا|دید کو میکرد ز آهن حلقهها}} | ||
{{ب|جمله را با همدگر در میفکند|ز آهن پولاد آن شاه بلند}} | {{ب|جمله را با همدگر در میفکند|ز آهن پولاد آن شاه بلند}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۰ آوریل ۲۰۱۲، ساعت ۱۷:۵۵
| ' | دفتر سوم مثنوی (صبرکردن لقمان چون دید کی داود حلقهها میساخت از سال کردن با این نیت کی صبر از سال موجب فرج باشد) از مولوی |
' |
| رفت لقمان سوی داود صفا | دید کو میکرد ز آهن حلقهها | |
| جمله را با همدگر در میفکند | ز آهن پولاد آن شاه بلند | |
| صنعت زراد او کم دیده بود | درعجب میماند وسواسش فزود | |
| کین چه شاید بود وا پرسم ازو | که چه میسازی ز حلقه تو بتو | |
| باز با خود گفت صبر اولیترست | صبر تا مقصود زوتر رهبرست | |
| چون نپرسی زودتر کشفت شود | مرغ صبر از جمله پرانتر بود | |
| ور بپرسی دیرتر حاصل شود | سهل از بی صبریت مشکل شود | |
| چونک لقمان تن بزد هم در زمان | شد تمام از صنعت داود آن | |
| پس زره سازید و در پوشید او | پیش لقمان کریم صبرخو | |
| گفت این نیکو لباسست ای فتی | درمصاف و جنگ دفع زخم را | |
| گفت لقمان صبر هم نیکو دمیست | که پناه و دافع هر جا غمیست | |
| صبر را با حق قرین کرد ای فلان | آخر والعصر را آگه بخوان | |
| صد هزاران کیمیا حق آفرید | کیمیایی همچو صبر آدم ندید |